واحد آموزش بيمارستان سينا اهواز
اداره امور اداری بیمارستان

 
تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آذر 1389

هيستركتومي:

برداشتن رحم از طريق جراحي هيستركتومي است كه معمولاً‌ توسط ژينكولوژيست انجام مي‌شود. هيستركتومي ممكن است كامل باشد (برداشتن جسم، فوندوس (قاعده) و سرويكس (گردنه) رحم كه اغلب كامل يا توتال ناميده مي‌شود؛ يا پارشيال (جزئي) (برداشتن رحم در حالي كه سرويكس دست نخورده باقي مي‌ماند). اين روش نيز سوپراسرويكال هم ناميده مي‌شود، اين بطور عادي بيشترين روش جراحي ژينكولوژي است كه انجام مي‌شود. در سال 2003 بيش از 600000 هيستركتومي فقط در ايالت متحده متعدد انجام شده بود كه بيش از 90% آنها براي شرايط بهتر انجام شده بودند.

چنين ميزاني اكثريت را در كشورهاي صنعتي بوجود مي‌آورد كه به بحث عمده‌اي كه هيستركتومي بدلايل غيرقابل توجيه و غير ضروري انجام مي‌شود. برداشتن رحم به ناتواني زاييدن بچه در بيمار (ناباروري) منتهي مي‌شود (چنانچه برداشتن سرويكس، تخمدانها و لوله‌هاي رحمي نيز باشد) و ميزان هورمون زنانه را بطور قابل توجهي تغيير مي‌دهد. بنابراين جراحي يك روش نرمال براي تنها مقدار كمي از اوامر است كه توصيه شده است:

- يقيناً انواع سرطانهاي دستگاه تناسلي (رحم، سرويكس، تخمدان) يا تومورها آندرومتريوز شديد و پيش‌‌رونده (رشد لايه داخلي آندرومتر (رحم) به بيرون از حفره رحمي) و يا آدنوميوزيس (يك نوع از آندرومتريوز كه لايه داخلي رحم (آستر) بدرون و بعضي مواقع مستقيماً به ديواره ماهيچه‌اي رحم نفوذ مي‌كند كه بعد از اقدامات دارويي يا ديگر اقدامات جراحي سركوب شدند.

- مورد شديدي از جفت سر راهي بعد از وضع حمل (جفتي كه بالا يا درون كانال زايماني تشكيل شده) همچنين پلاسنتاپرويا (جفتي كه بدرون رشد كرده و مستقيم به ديواره رحم چسبيده و يا خودش را به ديگر ارگانها چسبانده است) كه يك جايگاه براي موار خونريزي‌هاي بيش از اندازه پست پارتوم است.

- براي تبديل به جنس مرد، به عنوان بخشي از انتقال جنسي ايشان.

- براي ناتواني‌ها شديد پيشرفته.

اگرچه هيستركتومي مكرراً براي برداشتن نيروم انجام مي‌شود (تومورهاي خوش‌خيم كه درون رحم رشد مي‌كنند و خودشان را شبيه ماهيچه ساختگي و بافت ارتباطي مي‌سازند).

موارد بحث در معالجه توسط پزشكان مجرب و ماهر متناوباً در دسترس است.

اين به خوبي در اسناد پزشكي مستند شده كه ميومكتومي، برداشتن از طريق جراحي نيروم‌هايي كه دوباره در رحم بازسازي شده براي بيشتر از يك قرن انجام مي‌شود.

رحم يك عضو جنسي تناسلي وابسته به هورمون است و تخمدانها اكثريت استروژن و پروژسترون كه در رشد ژنتيكي زنان در سن بارداري لازم است را توليد مي‌كنند. تعدادي گروه‌هاي آموزشي سلامت زنان همانند بنياد منابع و خدمات آموزشي هستركتومي در پي اطلاع‌رساني به عموم درباره دستاوردهاي فراوان و جايگزين هيستركتومي هستند و كاركردهاي مهمي كه ارگانهاي زنانه در سراسر زندگي زن تماماً دارند.

شيوع:

كانادا: در كانادا تعداد هيستركتومي‌ها بين سالهاي 2008 تا 2009 تقريباً 47000 بود. ميزان ملي براي همان دوره 338 در هر 100000 نفر جمعيت بود و در سال 1997، 484 در هر 100000 بوده است. دلايل هيستركتومي وابسته به اين كه آيا زنان در مكانهاي شهري و يا روستايي زندگي مي‌كنند متفاوت است. بيشترين دلايل عمومي زنان شهري به سبب فيبروم‌هاي رحمي بود و زنان روستايي بيشتر براي اختلالات قاعدگي هيستركتومي شدند.

ايالت متحده: بر طبق سرشماري سلامتي ملي مركزي از 617000 هيستركتومي كه در سال 2004 انجام شد 73% شامل برداشتن از طريق جراحي تخمدانها بوده است.

در ايالت متحده هيستركتومي در 3/1 از زنان مي‌توانست در سن 60 سالگي باشد.

بطور متداول تخمين زده شد كه 22 ميليون نفر در USA اين روش را متحمل شدند بطور ميانگين 622000 هيستركتومي در دهه گذشته در يكسال انجام شده است.

ايالت كينگدرم: (UK) در UR يك نفر در هر 5 نفر احتمالاً در سن 60 سالگي هيستركتومي شده و در حدود 20% از هيستركتومي‌ها تخمدانها نيز برداشته شدند.

نشانه‌ها: هيستركتومي معمولاً براي شكل‌هاي خود رحم و يا مشكلات تمام دستگاه تناسلي انجام مي‌شود. بعضي از وضعيت‌ها با هيستركتومي معالجه مي‌شدند كه شامل فيبروم‌هاي رحمي (ميوم‌ها) اندومتريوز (رشد بافت شبيه بافت رحم از لايه داخلي رحم به بيرون از حفره رحمي)، آدنوميوزيس (شكل شديدتر آندومتريوزيس كه لايه داخلي رحم بدرون يا بعضي از مواقع مستقيماً به درون ديواره رحم رشد مي‌كند) شكلهاي ديگر از پرولاپس‌هاي واژينال، خونريزي‌هاي قاعدگي غيرطبيعي شديد و در نهايت 3 فرم از سرطان رحم، سرويكس پيشرفته، تخمدان)، همچنين هيستركتومي آخرين راه حل خونريزي‌هاي غيرقابل كنترل بعد از وضع حمل است. فيبروم‌هاي رحمي اگرچه يك بيماري خوش‌خيم است ممكن است باعث روند يك قاعدگي سخت و درد بعضي از آنها شود.

درمانهاي زياد ديگري نيز موجود است: موردهاي دارويي (استفاده از داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي يا مخدرها براي درد و هورمونهايي كه دوره قاعدگي را متوقف مي‌كنند)؛ ميومكتومي (برداشتن فيرومهاي رحمي در حالي كه رحم دست نخورده نگه داشته مي‌شود)؛ بستن جريان رحمي، شدت زياد فوكوس زيوفوكوس شده اولتراسوند، يا مراقبت‌هاي انتظاري. در بضعي از موارد هيچ درماني لازم نيست. اگر فيبرومها درون لايه‌ داخلي رحم باشد (ساب موكوسال) و يا كوچكتر از 4cm باشند برداشتن از طريق هيسترسكوپي يك گزينه است. فيبروم از نوع ساب موكوسال بزرگتر از 4cm و فيبروم‌هايي كه درون تست‌هاي ديگر رحم جا گرفته‌اند مي‌توانند با روش ميومكتومي از طريق لاپاراتومي برداشته شوند. بطوري كه يك برش عرضي بالاي استخوان سمينز پوبيس براي دستيابي به تجربه به رحم داده مي‌شود.

هيستركتومي بعضي از مواقع به عنوان يك درمان پروفيلاكسي براي آنهايي كه تاريخچه خانوادگي قوي در سرطانهاي دستگاه تناسلي دارند، است (به خصوص سرطانهاي سينه در تركيب با جهشهاي  يا ) و يا به عنوان بخشي از بهبوديشان در درمان همان سرطانها نيز هست. با دستيابي‌هاي جديد پزشكي همچون رولاكسي فن، آروماتيزه كردن بازدارنده‌ها و استراژدي‌هاي پروفيلاكسي‌هاي اخير براي جهشهاي پرخطر BRCA، امروزه دسترسي‌هاي ديگري براي كاهش يا رفع ضرورت اجراي يك هيستركتومي به عنوان بخشي از معالجه پروفيلاكسي براي جهشهاي BRCA بوجود آمده است.

انواع هيستركتومي‌:

 هيستركتومي در مفهوم لفظي به معني برداشتن اعضاي رحم است. اگرچه ديگر ارگانها مثل تخمدانها، لوله‌هاي رحمي و سرويكس به طور كلي به عنوان بخشي از جراحي برداشته مي‌شوند.

- راديكال هيستركتومي: برداشتن كامل رحم، سرويكس، واژن فوقاني و پارامترها (كه دلالت بر سرطان مي‌كنند) غده‌هاي لنفاوي، تخمدانها و لوله‌هاي فالوپ همچنين در اين شرايط برداشته مي‌شوند.

- توتال هيستركتومي: برداشتن كامل رحم و سرويكس.

- ساب توتال هيستركتومي: برداشتن رحم، نگه داشتن سرويكس در جاي خودش.

بيشتر زنان به اعتقاد اينكه مي‌توانند اثر رضايتمندي جنسي بعد از هيستركتومي داشته باشند مي‌خواهند كه سرويكس را نگه دارند. مسلم است كه برداشتن سرويكس باعث از بين رفتن آناتومي و اعصاب مي‌شود كه بدينسان  منجر به شلي واژن، پرولايس هلالي واژن و برآمدگي‌هاي سر واژن (گرانوتيزه) مي‌شود. اين پيامدها در يك بازنگري اصولي هستركتومي توتال در مقابل سوپراسوديكال براي داشتن شرايط ژينكولوژي پديد مي‌آيند كه در ادامه يافته‌هاي زير گزارش شده است:

- هيچ تفاوتي در ميزان بي‌اختياري ادرار، يبوست، يا ميزان عملكرد جنسي ندارد.

- در هنگام هيستركتومي سوپرا سرويكال در مقايسه با هيستركتومي توتال طول عمل و مقدار خون از دست رفته هنگام جراحي كاهش قابل توجهي دارد، اما هيچ فرقي در ميزان نقل و انتقال خون اصلي ندارد.

- شيوع فيبريل بطور باورنكردني كمتر بوده و پيشرفت خونريزي دوره‌اي واژن در يك سال بعد از جراحي (بعد از هيستركتومي سوپرا سرويكال) خيلي بيشتر بوده است.

- هيچ تفاوتي در ميزان ديگر عوارضها، يا بهبودي بعد از جراحي نداشته است.

در مدت كوتاهي بطور تصادفي آزمايشاتي نشان داده شده كه نگهداري سرويكس يا برداشتن سرويكس نتيجه‌اي در ميزان پرولاپس اندامهاي بعدي لگن ندارد. بهرحال هيچ آزمايشي كه خطر پرولاپس اندامهاي لگن را در سالهاي زيادي بعد از هيستركتومي را بوجود بياورد ثبت نشده كه خود مي‌تواند يك اختلاف بعد از هستركتومي توتال در مقابل سوپرا سرويكال باشد.

واضح است كه هيستركتومي سوپراسرويكال امكان داشتن سرطان سرويكس را (بعد از اينكه سرويكس كاملاً نگه داشته شود) برطرف نمي‌كند. كساني كه اين روش را متحمل مي‌شود مي‌بايست براي چك سرويكس از نظر سرطان و يا ديسپلازي بطور دائم پاپ اسمير بدهند.

 

شيوه:

هيستركتومي به روشهاي متفاوتي انجام مي‌شود. قديمي‌ترين روش عملي آن برش شكمي است،‌ متعاقباً واژينال (انجام هيستركتومي مستقيماً از راه واژن) و بعد لاپراسكوپي واژينال است، متعاقباً واژينال (انجام هيستركتومي مستقيماً از راه واژن) و بعد لاپراسكوپي واژينال (با وسايل اضافه‌اي كه از يك سوراخ كوچك رد مي‌شوند و در نهايت سوراخ‌ها (با كوچكتر بسته مي‌شوند) كه نيز تكنيك‌هاي پيشرفته‌اي بوده‌اند. بيشترين هيستركتومي در USA از طريق لاپراتومي انجام مي‌شود (برش شكمي كه نبايد با لاپراسكوپي اشتباه شود).

يك برش عرضي مستقيماً روي ديواره شكم ايجاد مي‌شود و معمولاً بالاي استخوان پوبيك كه به پايين‌ترين جاي قابل دسترس لگن كه درست بالاي خط رويش موهاست منتهي مي‌شود شبيه برشي كه براي سزارين مي‌دهند.

اين روش به پزشكان اجازه مي‌دهد كه دسترسي زيادي به ساختار دستگاه تناسلي داشته باشند و بطور نرمال برداشتن كامل دستگاه تناسلي را انجام دهند.

زمان بهبودي هستركتومي باز 6-4 هفته و بعضي اوقات بدليل برش مستقيم ديواره شكم طولاني‌تر مي‌شود، مبني بر گذشته بزرگترين مشكل با اين روش عفونت‌ها بوده‌اند.

اما ميزان عفونت به خوبي كنترل شده و اهميت زيادي در روشهاي علمي پزشكي مدرن نداشته است. يك هيستركتومي باز موثرترين روش براي جستجو در حفره شكمي و انجام جراحي‌هاي پيچيده را فراهم مي‌كند. قبل از اصلاح واژينال و شيوه لاپراسكوپي واژينال آن (هيستركتومي باز) همچنان تنها امكان دستيابي به هيستركتومي سابتوتال بوده در ضمن اينكه هيچ يك از روشهاي نمي‌توانست براي هيستركتومي سابتوتال انجام شود.

هيستركتومي واژينال كاملاً از طريق كانال واژن انجام مي‌شود و فوايد واضحي نسبت به جراحي شكمي دارند مثل عوارض كمتر، ماندن كمتر در بيمارستان و كوتاه شدن زنان التيام هيستركتومي شكمي عمومي‌ترين روشي است كه در موارد بعد از عمل سزارين، هنگامي كه دلالت بر سرطان است، وقتي كه انتظار مي‌رود عوارضي باشد يا اينكه احتياج به جستجو و اكتشاف بيشتري در حفره شكم دارند استفاده مي‌شود. ميزان متوسط خارج قسمت هيستركتومي واژينال به شكمي (VAG) در برنامه‌هاي رزيدنتي US 50% بوده است.

با پيشرفت شيوه لاپراسكوپي در سالهاي 1980-1970 لاپراسكوپي به همراه هيستركتومي واژينال (LAVH) سودمند بوده و محبوبيت بيشتري در ميان متخصصين زنان داشت بدليل مقايسه با روش شكمي، كمتر تهاجمي بود و بهبودي بعد از عمل خيلي زودتر بوده. آن همچنين اجازه بهتري براي جستجو و اكتشاف مي‌داد و كمتر كار جراحان را نسبت به روش واژينال بغرنج مي‌ساخت.

(LAVH) با لاپراسكوپي شروع مي‌شود، همچنين در نهايت با برداشتن رحم (با يا بدون برداشت تخمدانها) از راه كانال واژن كامل مي‌شود. بدين‌گونه (LAVH) هم نيز يك هيستركتومي كامل است كه سرويكس با رحم بايد برداشته شود.

توتال لاپراسكوپي هيستركتومي (TLH) پيشرفته‌تر از (LAVH) است و احتياجي به انجام دوگانه لاپراسكوپي و واژينال ندارد. در برنامه رزيدنتي OBGYN متوسط خارج قسمت لاپراسكوپي به لاپراتومي (LPQ) 55/0 است. هيستركتومي سوپراسرويكال به همراه لاپراسكوپي (LASH) بعداً برداشتن رحم بدون برداشتن سرويكس با استفاده از مور سلاتوري كه رحم را به تكه‌هاي كوچكي كه بتوان از حفره شكمي از راه سوراخهاي لاپراسكوپي برداشت را ايجاد كرد.

هيستركتومي لاپراسكوپي توتال (TLH) منحصراً با لاپراسكوپ در شكم انجام مي‌شد.

(شروع از بالاي رحم) تمام رحم از متعلقاتش با استفاده از يك وسيله باريك بلند بطور مستقيم از مبدا جدا مي‌شود سپس هم بافت برداشته شده مستقيماً از يك برش كوچك شكمي خارج مي‌شود؛ هيستركتومي سوپراسرويكال لاپراسكوپي (سابتوتال) LSH شبيه به جراحي لاپراسكوپي توتال انجام مي‌شود اما رحم بين سرويكس و فوندوس جدا مي‌شود. هيستركتومي سباتيك با جراحي لاپراسكوپي كه با استفاده از وسايل كنترل شده متحرك ويژه انجام مي‌شود مغايرت دارد كه به جراح اجازه مي‌دهد كه كنترل بهتري به خوبي تصاوير برجسته سه بعدي داشته باشد.

 

مقايسه روشها:

روش شكمي در شرايط مشكل يا وقتي انتظار عوارضي هست خيلي كاربردي است. اين شرايط ميزان عوارض و رنان لازم براي مقايسه خيلي مطلوب با ديگر روشها را به جراح مي‌دهد. بهرحال زنان طولاني‌تري براي التيام لازم است.

مشاهده شده كه هيستركتومي واژينال برتري دارد نسبت به LAVH و بعضي از انواع جراحي‌هاي لاپراسكوپي (اطلاعات كافي براي همه انواع جراحي‌هاي لاپراسكوپي در دسترس نبود) بدليل كوتاه يا بلند شدن مدت عوارض، تأثير مطلوب بيشتر روي تجربه جنسي با مدت زمان بهبودي كمتر و هزينه كمتر.

هرچند كه اين براي انجام دادن غيرممكن يا مشكل است بيشتر اوقات كار جراحان را كه از اين روش استفاده مي‌كنند را بغرنج مي‌كند. يك بازنگري اخير توصيه كرده كه هيستركتومي واژينال بالاتر از ديگر روشهاي قابل امكان مي‌باشد.

هنگامي كه جراحي واژينال ممكن نيست جراحي لاپراسكوپي يقيقناً فوايدي را پيشنهاد كرده اما همچنين ضرر زمان طولاني‌تر را براي جراح مستلزم مي‌كند در مقايسه شكمي (لاپاراتومي) و لاپاراسكوپي مدت زمان طولاني عمل و ميزان زيادتري از عوارض برجسته جسمي را باعث مي‌شود و اين در حالي است كه شفابخشي خيلي سريع‌تر را ارائه مي‌دهد.

هيستركتومي واژينال تنها عمل قابل دسترس است كه بدون بي‌هوشي كامل يا در وضعيت سرپايي (خيلي پيشنهاد نمي‌شود مگر در موارد استثنايي) ميسر مي‌شود.

زمان لازم براي اتمام جراحي در VAL آزمايشي طبق يافته‌هاي ميز گزارش شده:

- شكمي متوسط 2/55 دقيقه، رنج نرمال 155-19.

- واژينال متوسط 6/46 دقيقه، رنج نرمال 168-14.

- لاپراسكوپي (همه نوع) 5/82 دقيقه متوسط، رنج نرمال 325-10.

رحم‌هاي مولتي فيبروم و آنهايي كه قبلاً هيستركتومي سابتوتال انجام دادند به برش شكمي با استفاده از مورسلاتور در جاي قبلي خودش احتياج دارند، آنها نيز بعضي اوقات مي‌توانند با استفاده از روش لاپراسكوپي يا واژينال همچنين انجام دهند.

حتي فيبروم‌هاي بهم فشرده رحم با چسبندگي شديد، كولدوساك مخفي و بدون هيچ جنبشي (تكاني) كه در معاينه لگني وجود ندارد، جراحان با تجربه مي‌توانند از طريق لاپراسكوپي جراحي كنند.

يك لاپراسكوپيست پيشرفته مي‌توانند اكثريت بيماران بستري شده كه هيستركتومي شكمي توتال در آنها انجام شده (بدليل دلالت بر خوش‌خيمي) يا بيماران سرپايي هيستركتومي توتال لاپراسكوپي جايگزين كند. هيستركتومي لاپراسكوپي غيردباتيك (غيرخودكار) به احتمال بيشتر نياز به يك برش بزرگ و تبديل به روش باز نسبت هيستركتومي خودكار را دارد. ديگر روشها به اندازه كافي در استفاده براي اجازه دادن تشخيص عمومي كافي نيستند، واضح است كه هيستركتومي لاپراسكوپي سابتوتال يك روش اميدبخش است.

 

فوايد:

هيستركتومي معمولاً براي شرايط وخيم و تأثير بيشتر در علاج اين شرايط انجام شده است. بررسي مطالعه زمان Maina از سال 1994 براي 12 ماه ادامه داشته تقريباً 800 زن با مشكلات ژنيكولوژي مشابه (درد لگن، بي‌اختياري ادرار بدليل پرولاپس مهم، اندومتريوز شديد، خونريزي ماهيانه شديد، فيروم‌هاي بزرگ، آميزش دردناك) حدود نيمي از آنها هيستركتومي داشتند و نيمي از آنها نداشتند.

اين مطالعه نشان داده شده كه بطور ذاتي تعدادي از آنهايي كه هيستركتومي داشتند بهبودي علامتدار در نشانه‌هايشان بدنبال هيستركتومي به خوبي بهبودي قابل توجهي كه در سراسر سلامتي روحي و جسمي ايشان در يك سال بعد از جراحي‌شان داشتند.

خطر سرطان تخمدان بعد از هيستركتومي بطور اساسي كمتر از وقتي كه تخمدانها باقي مي‌ماند ظاهر مي‌شود.

خطرات و نتايج حاشيه‌اي:

هيستركتومي يقيناً خطرات و نتايج حاشيه‌اي مثل بقيه جراحي‌ها دارد. مرگ و مير و خطرات جراحي: مرگ و مير كوتاه مدت (بين 40 روز بعد از جراحي) معمولاً در رنج 6-1 مورد در هر 1000 نفر كه بدليل‌هاي خوش‌خيم عمل شده بودند گزارش شد. ميزان مرگ و مير در بيماراني كه باردارند و يا سرطان دارند و يا ديگر عوارض چندين برابر بيشتر است.

مرگ و مير طولاني مدت تأثير خويشاوندي كمي دارد، بطور عمده زنان زير سن 45 سال مرگ و مير طولاني‌مدت را افزايش مي‌دهند كه معتقدند مسبب آنها اثرات هورموني هيستركتومي و پروفيلاكسي اويال كوتومي است. تقريباً 35% از زنان بعد از هيستركتومي بين 2 سال ديگر جراحي‌هاي وابسته را نيز متحمل مي‌شوند.

 

بهبودي دوباره:

مدت ماندن در بيمارستان 3 تا 5 روز يا بيشتر براي روش شكمي و بين 2 تا 3 روز جراحي واژينال يا روشهاي واژينال به همراه لاپراسكوپي است. مدت زمان براي بهبودي كامل خيلي طولاني است و عملاً به روشي كه انجام شده بستگي دارد. بسته به نوع توصيف بهبودي كامل 6 تا 12 ماه گزارش شده است. محدوديت‌هاي جدي در فعاليت‌هاي روزمره براي حداقل 4 ماه انتظار مي‌رفت.

اوول‌كتومي عمدي و شكست زودرس تخمدانها: برداشتن يك يا دو تخمدان در تعدادي هيستركتومي‌هايي كه قصد داشتند تخمدانها قطع شوند انجام مي‌شود. متوسط سن شروع يائسگي در اين‌هايي كه تحت هيستركتومي قرار گرفته‌اند بطور متوسط 3 تا 7 سال زودتر از سن آنهايي كه تخمدان‌ها نگه داشته مي‌شوند است، اينطور پيشنهاد شده كه بدليل قطع توليد خون در تخمدانها بعد از هيستركتومي يا بدليل از دست دادن فيدبك اندوكرين رحمي است.

ساختار تخمدانهاي باقي مانده مهم است كه حدود 40% زنان را تحت تأثير مي‌گذارد، بعضي از آنان اغلب به معالجه هورمون جايگزين احتياج دارند. بطور شگفت‌انگيزي يك اثر ضعيف شده كم و مشابه همچنين براي قطع اندومتري كه اغلب به عنوان پيشنهاد هيستركتومي مطرح شده است مشاهده شده است.

 

يائسگي زودرس و اثرات آن:

ميزان استروژن وقتي كه تخمدانها برداشته مي‌شدند سريع افت مي‌كنند. برداشتن تخمدانها اثرات حفاظتي استروژن بر روي سيستم اسكلتي و كار ديوواسكولار را موجب مي‌شود. اين شرايط اغلب به زماني بر مي‌گردد كه با جراحي يائسگي رخ داده است، اگرچه به طور ذاتي با وقتي كه يائسگي طبيعي رخ مي‌دهد متفاوت است تشكيل‌دهنده‌ها يك شك هورموني ناگهاني به بدن هستند كه باعث هجوم سريع نشانه‌هاي يائسگي مثل گرفتگي مي‌شوند. درصورتي كه بعداً كاهش ميزان هورموني به بيشتر از يك دوره از سال با رحم كامل و تخمدانهايي كه قابليت  توليد هورمون‌ها را دارند (حتي بعد از متوقف عادت ماهيانه) رخ مي‌دهد. هنگامي كه تنها رحم برداشته مي‌شود خطر بيماري كارديوواسكولار 3 برابر بيشتر است، اگر تخمدانها برداشته شوند خطر 7 برابر بيشتر مي‌شود.

چندين مطالعه نشان داده شده كه هيستركتومي استئوپروزيس (كاهش دانسيته استخوان) و افزايش خطر شكستگي استخوان را به همراه دارد. اين طور نسبت داده شده كه تعديل كننده اثر استروژن بر روي متابوليسم كلسيم و سقوط ميزان سرم استروژن بعد از يائسگي كه مي‌تواند باعث افت كلسيم منجر به از بين رفتن استخوان مي‌شود. هيستركتومي همچنين با ميزان بالاي بيماري‌هاي قلبي و ضعف استخوان همراه است. آنهايي كه هيستركتومي با برداشتن هر دو تخمدان را متحمل شدند بطور تيپيك ميزان تستسترون در مقايسه با آنهايي كه دست نخورده نگه داشته شده‌اند كم مي‌شود. توليد ميزان تسترون در زنان مسندي از افت زياد است كه ممكن است در نتيجه توليد دانيسته استخوان رخ دهد، در حالي كه ميزان تسترون در زناني كه با يك حس بيشتر ميل جنسي همراهند افزايش مي‌يابد. اوول‌كتومي قبل از سن 45 سالگي با 5 برابر مرگ و مير بر اثر اختلالات ذهني و عصبي همراه است.

 

بي‌اختياري ادرار و پرولاپس واژينال:

اثرات مغاير بي‌اختياري ادرار و پرولاپس واژينال به خوبي شناخته شده كه با تكرار زياد طولاني مدت بعد از عمل جراحي پيشرفت مي‌كند. بطور تيپيك اين عوارض 10 تا 20 سال بعد از جراحي ادامه مي‌يابد. به اين دليل تعداد دقيق شناخته نشده است و عوامل خطر ناچيزي مشخص شده است همچنين اينكه روش انتخابي جراح چه اثراتي دارد نيز ناشناخته است. تشخيص داده شده كه خطر بي‌اختياري ادرار بين 20 سال بعد از هيستركتومي تقريباً 2 برابر مي‌شود، خطر پرولاپس واژن به عواملي مثل تعداد زايمان واژينال، زايمانهاي سخت و نوع ليبرهايي كه داشته بستگي دارد.

 

تأثيرات روي زندگي اجتماعي و جنسي:

بعضي از زنان لغزندگي طبيعي هنگام تحريكات جنسي را چنانچه توليد شود يا نشود را دارند و اما ارگانيسم رحم اگر آنهايي كه رحم برداشته شده باشد تجربه نمي‌كنند. واژن كوتاه شده به شكل كيسه بسته مي‌شود و هيچ حمايتي از طرف مثانه و روده ندارد. ديگر مشكلات نادر: هيستركتومي ممكن است باعث يك افزايش خطر كارسينوماي نادر سلولي كيسه شود. اثرات هورموني يا آسيب رحم به عنوان يك توضيح قابل قبول مطرح مي‌شوند. برداشتن رحم بدون برداشتن تخمدان در موارد نادر مي‌تواند وضعيتي درست كند به اين ترتيب كه يك لقاح نامعلوم قبل از جراحي كه هنوز به سمت رحم پايين نيامده است و حاملگي خارج رحمي را بوجود آورد. دو مورد تشخيص داده شده و مشخص شده در بافت در ژورنال مامايي و ژنيكولوژي Blackwell بوده است. بيشتر از 20 مورد ديگر در اسناد پزشكي موجود بحث شده است.

 

پيشنهادها:

بسته به شكلات پيشنهاداتي براي هيستركتومي وجود دارد.

 

خونريزي شديد:

اختلال در خونريزي رحمي (DUB) مي‌تواند با برداشتن اندومتر با روشي كه لايه داخلي رحم را با گرما از بين مي‌برند در بيماران سرپايي بطور مكانيكي يا ريشه‌كني آنها بوسيله امواج راديويي درمان مي‌شوند، ريشه‌كني اندومتر به طور عادي خونريزي‌ ماهيانه در 90 درصد از بيماران DUB را كم مي‌كند يا كاملاً رفع مي‌كند. اين روش براي بيماراني كه ديواره ضخيم داخلي رحم و يا فيبروم رحمي دارند موثر نيست. منوراژي (خونريزي قاعگي سنگين و غير نرمال) همچنين مي‌تواند با تهاجم كمتري درمان شود.

 

 

فيبروم‌هاي رحمي:

فيبروم‌هاي رحمي در روشي بنام ميومكتومي برداشته مي‌شوند و رحم بازسازي مي‌شود. يك ميومكتومي مي‌تواند مستقيماً با برش باز، لاپراسكوپي يا هيستروسكوپي مستقيم از راه واژن انجام شود. انسداد شريان رحمي نيز يك روش تهاجمي براي درمان فيبروم‌هاي رحمي است. تحت بيهوشي لوكال يك كتتر در شريان فمورال در كشاله ران مي‌گذارند و تحت كنترل راديوگرافي به طرف شريان رحمي پيش مي‌برند. و يك توده ميكرواسفروز يا پلي وينيل الكي (به عنوان مسدودكننده) به شريانهاي رحمي تزريق مي‌كنند تا جريان خون مستقيم درون رگها را (PVA) بلوك كنند. جلوگيري در توليد خون معمولاً كاهش عمده‌اي از فيبروم‌ها و بهبود زمينه خونريزي سنگين را نتيجه مي‌دهد.

در بازندگي cochran 2006 هيستركتومي و UAE با هم مقايسه شدند و هيچ امتياز زيادي براي اين روش نيافتند. در اين مطالعه 86% زنان VAE درمان شدند و 70% با هيستركتومي درمان شدند. فيبروم‌هاي رحمي مي‌توانند همچنين با روشي غيرتهاجمي بنام Magnetic Resonacne guider Foucused ultrasound (MR,FUS) درمان شوند. اين روش شامل هيچ بريدن يا بيهوشي جنرالي نيست و رحم دست نخورده باقي مي‌ماند.

 

پرولاپس:

پرولاپس بدون برداشتن رحم نيز تصحيح مي‌شود.

 

 

 

به عنوان انتقال از جنس زن به مرد:

هيستركتومي با سالپينوا و اوول‌كتومي دوطرفه سابقاً به عنوان جراحي براي انتقال به جنس مرد انجام مي‌شد.

بعضي‌ها در جوامع FTM ترجيح مي‌دهند اين عمليات را همراه درمان جايگزين هورمون داشته باشند در مراحل پيشتر انتقال جنسي ايشان براي اجتناب از عوارض استفاده تسترون زياد يا در صورت امكان برداشتن، به عنوان منشاء هورمونهاي زنانه به منظور گذراندن بهتر، در خلال سهم تجربه زندگي واقعي انتقالشان (مرحله تغيير)، هرچند، چه بسياري ترجيح مي‌دهند تا جراحي پايين كامل (برداشت ارگانهاي جنسي زنانه و ساختمان آناتومي بيروني ظاهري مردانه) براي اجتناب تحمل‌ چندين عمل جراحي جداگانه، صبر كنند.

 


 منابع :

References

  1. ^ Wu, JM, Wechter, ME, Geller, EJ, et al. Hysterectomy rates in the United States, 2003. Obstet Gynecol 2007; 110:1091
  2. ^ Masters, Coco (2006-07-01). "Are Hysterectomies Too Common?". TIME Magazine. http://www.time.com/time/health/article/0,8599,1644050,00.html?cnn=yes. Retrieved 2007-07-17. 
  3. ^ "Facts about hysterectomy". Hysterectomy Alternatives and Aftereffects. http://www.hersfoundation.org/facts.html. Retrieved 2007-06-07. 
  4. ^ "Female Anatomy: the Functions of Female Organs". Hysterectomy Alternatives and Aftereffects. http://hersfoundation.org/anatomy/index.html. Retrieved 2007-06-07. 
  5. ^ "Hysterectomy Educational Resources & Services". Hysterectomy Alternatives and Consequences. http://hersfoundation.org/. Retrieved 2009-02-13. 
  6. ^ a b "Hysterectomy". National Women’s Health Information Center. 2006-07-01. http://www.4women.gov/faq/hysterectomy.htm. Retrieved 2007-06-07. 
  7. ^ Roopnarinesingh R, Fay L, McKenna P (2003). "A 27-year review of obstetric hysterectomy". Journal of obstetrics and gynaecology : the journal of the Institute of Obstetrics and Gynaecology 23 (3): 252–4. PMID 12850853
  8. ^ Lethaby, A, Ivanova, V, Johnson, NP. Total versus subtotal hysterectomy for benign gynecological conditions. Cochrane Database Syst Rev 2006; CD004993
  9. ^ Thakar, R, Ayers, S, Clarkson, P, Stanton, S, et aI. Outcomes after Total versus Subtotal abdominal hysterectomy. N Engl J Med 2002; 347;1318
  10. ^ a b Walid MS, Heaton RL (2010). "Laparoscopy-to-laparotomy quotient in obstetrics and gynecology residency programs". Arch Gyn Ob. doi:10.1007/s00404-010-1477-2. PMID 20414665
  11. ^ Walid MS, Heaton RL (2010). "Total laparoscopic hysterectomy in 26 min.". Arch Gyn Ob 281 (6): 1077–8. doi:10.1007/s00404-009-1312-9. PMID 20012980
  12. ^ Stovall, T. G.; Summitt Jr, R. (1996). "Laparoscopic Hysterectomy -- is There a Benefit?". New England Journal of Medicine 335 (7): 512–513. doi:10.1056/NEJM199608153350712. PMID 8672159.  edit
  13. ^ Debodinance, P (2001). "Hysterectomy for benign lesions in the north of France: epidemiology and postoperative events". Journal de gynecologie, obstetrique et biologie de la reproduction 30 (2): 151–9. PMID 11319467
  14. ^ a b Nieboer, T.; Johnson, N.; Lethaby, A.; Tavender, E.; Curr, E.; Garry, R.; Van Voorst, S.; Mol, B. et al. (2009). "Surgical approach to hysterectomy for benign gynaecological disease". Cochrane database of systematic reviews (Online) (3): CD003677. doi:10.1002/14651858.CD003677.pub4. PMID 19588344.  edit
  15. ^ a b Garry, R.; Fountain, J.; Mason, S.; Hawe, J.; Napp, V.; Abbott, J.; Clayton, R.; Phillips, G. et al. (2004). "The eVALuate study: two parallel randomised trials, one comparing laparoscopic with abdominal hysterectomy, the other comparing laparoscopic with vaginal hysterectomy". BMJ (Clinical research ed.) 328 (7432): 129. doi:10.1136/bmj.37984.623889.F6. PMID 14711749.  edit
  16. ^ Walid MS, Heaton RL. (2009). "Laparoscopic extirpation of a 3-kg uterus". Arch Gynecol Obstet. 279 (4): 607–608. doi:10.1007/s00404-008-0827-9. ISSN 0932-0067. PMID 19011884
  17. ^ Walid MS, Heaton RL. (2010). "Total laparoscopic extirpation of a fixed uterus from benign gynecological disease". Gynecological Surgery. doi:10.1007/s10397-010-0558-3. ISSN 1613-2084
  18. ^ Heaton RL, Walid MS. (2010). "An intention-to-treat study of total laparoscopic hysterectomy". Int J Gynaecol Obstet 111 (1): 57–61. doi:10.1016/j.ijgo.2010.04.027. ISSN 1879-3479. PMID 20557885
  19. ^ Payne, T.; Dauterive, F. (2008). "A comparison of total laparoscopic hysterectomy to robotically assisted hysterectomy: surgical outcomes in a community practice". Journal of minimally invasive gynecology 15 (3): 286–291. doi:10.1016/j.jmig.2008.01.008. PMID 18439499.  edit
  20. ^ McPherson, K.; Metcalfe, M.; Herbert, A.; Maresh, M.; Casbard, A.; Hargreaves, J.; Bridgman, S.; Clarke, A. (2004). "Severe complications of hysterectomy: the VALUE study". BJOG : an international journal of obstetrics and gynaecology 111 (7): 688–694. doi:10.1111/j.1471-0528.2004.00174.x. PMID 15198759.  edit
  21. ^ Wingo, PA; Huezo, CM; Rubin, GL; Ory, HW; Peterson, HB (1985). "The mortality risk associated with hysterectomy". American journal of obstetrics and gynecology 152 (7 Pt 1): 803–8. PMID 4025434.  edit
  22. ^ Shuster, L. T.; Gostout, B. S.; Grossardt, B. R.; Rocca, W. A. (2008). "Prophylactic oophorectomy in premenopausal women and long-term health". Menopause International 14 (3): 111. doi:10.1258/mi.2008.008016. PMID 18714076.  edit
  23. ^ a b Laughlin GA, Barrett-Connor E, Kritz-Silverstein D, von Mühlen D (2000). "Hysterectomy, oophorectomy, and endogenous sex hormone levels in older women: the Rancho Bernardo Study". J. Clin. Endocrinol. Metab. 85 (2): 645–51. doi:10.1210/jc.85.2.645. PMID 10690870
  24. ^ Farquhar CM, Sadler L, Harvey SA, Stewart AW (2005). "The association of hysterectomy and menopause: a prospective cohort study". BJOG : an international journal of obstetrics and gynaecology 112 (7): 956–62. doi:10.1111/j.1471-0528.2005.00696.x. PMID 15957999
  25. ^ Petri Nahás, EA; Pontes, A; Nahas-Neto, J; Borges, VT; Dias, R; Traiman, P (2005). "Effect of total abdominal hysterectomy on ovarian blood supply in women of reproductive age". Journal of ultrasound in medicine : official journal of the American Institute of Ultrasound in Medicine 24 (2): 169–74. PMID 15661947.  edit
  26. ^ Kelsey JL, Prill MM, Keegan TH, Quesenberry CP, Sidney S (2005). "Risk factors for pelvis fracture in older persons". Am. J. Epidemiol. 162 (9): 879–86. doi:10.1093/aje/kwi295. PMID 16221810
  27. ^ van der Voort DJ, Geusens PP, Dinant GJ (2001). "Risk factors for osteoporosis related to their outcome: fractures". Osteoporosis international : a journal established as result of cooperation between the European Foundation for Osteoporosis and the National Osteoporosis Foundation of the USA 12 (8): 630–8. PMID 11580076
  28. ^ Watson NR, Studd JW, Garnett T, Savvas M, Milligan P (1995). "Bone loss after hysterectomy with ovarian conservation". Obstetrics and gynecology 86 (1): 72–7. doi:10.1016/0029-7844(95)00100-6. PMID 7784026
  29. ^ Durães Simões R, Chada Baracat E, Szjenfeld VL, de Lima GR, José Gonçalves W, de Carvalho Ramos Bortoletto C (1995). "Effects of simple hysterectomy on bone loss". São Paulo medical journal = Revista paulista de medicina 113 (6): 1012–5. PMID 8731286
  30. ^ Hreshchyshyn MM, Hopkins A, Zylstra S, Anbar M (1988). "Effects of natural menopause, hysterectomy, and oophorectomy on lumbar spine and femoral neck bone densities". Obstetrics and gynecology 72 (4): 631–8. PMID 3419740
  31. ^ Menon RK, Okonofua FE, Agnew JE, et al. (1987). "Endocrine and metabolic effects of simple hysterectomy". International journal of gynaecology and obstetrics: the official organ of the International Federation of Gynaecology and Obstetrics 25 (6): 459–63. PMID 2892704
  32. ^ Jassal SK, Barrett-Connor E, Edelstein SL (1995). "Low bioavailable testosterone levels predict future height loss in postmenopausal women". J. Bone Miner. Res. 10 (4): 650–4. doi:10.1002/jbmr.5650100419. PMID 7610937
  33. ^ Segraves R, Woodard T (2006). "Female hypoactive sexual desire disorder: History and current status". The journal of sexual medicine 3 (3): 408–18. doi:10.1111/j.1743-6109.2006.00246.x. PMID 16681466
  34. ^ Rivera, C. M.; Grossardt, B. R.; Rhodes, D. J.; Rocca, W. A. (2009). "Increased Mortality for Neurological and Mental Diseases following Early Bilateral Oophorectomy". Neuroepidemiology 33 (1): 32. doi:10.1159/000211951. PMID 19365140.  edit
  35. ^ Brown, J. S.; Sawaya, G.; Thom, D. H.; Grady, D. (2000). "Hysterectomy and urinary incontinence: a systematic review". The Lancet 356: 535. doi:10.1016/S0140-6736(00)02577-0.  edit
  36. ^ Altman, D.; Granath, F.; Cnattingius, S.; Falconer, C. (2007). "Hysterectomy and risk of stress-urinary-incontinence surgery: nationwide cohort study". The Lancet 370: 1494. doi:10.1016/S0140-6736(07)61635-3.  edit
  37. ^ McPherson K, Herbert A, Judge A, et al. (2005). "Self-reported bladder function five years post-hysterectomy". Journal of obstetrics and gynaecology : the journal of the Institute of Obstetrics and Gynaecology 25 (5): 469–75. doi:10.1080/01443610500235170. PMID 16183583
  38. ^ Gago-Dominguez, M; Castelao, JE; Yuan, JM; Ross, RK; Yu, MC (1999). "Increased risk of renal cell carcinoma subsequent to hysterectomy". Cancer epidemiology, biomarkers & prevention : a publication of the American Association for Cancer Research, cosponsored by the American Society of Preventive Oncology 8 (11): 999–1003. PMID 10566555.  edit
  39. ^ Zucchetto, A.; Talamini, R.; Dal Maso, L.; Negri, E.; Polesel, J.; Ramazzotti, V.; Montella, M.; Canzonieri, V. et al. (2008). "Reproductive, menstrual, and other hormone-related factors and risk of renal cell cancer". International Journal of Cancer 123 (9): 2213. doi:10.1002/ijc.23750. PMID 18711701.  edit
  40. ^ "Early Ectopic Pregnancy after Vaginal Hysterectomy", P.S. Cocks, published August 23, 2005; retrieved September 7, 2007.
  41. ^ William H. Parker, Rachel L. Parker, "A Gynecologist's Second Opinion: The Questions & Answers You Need to Take Charge of Your Health," 2002, Plume; Rev ed., 89-92, 105-150.
  42. ^ Gupta, J.; Sinha, A.; Lumsden, M.; Hickey, M.; Gupta, J. K. (2006). "Uterine artery embolization for symptomatic uterine fibroids". Cochrane database of systematic reviews (Online) (1): CD005073. doi:10.1002/14651858.CD005073.pub2. PMID 16437515.  edit
  43. ^ Hirst, A; Dutton, S; Wu, O; Briggs, A; Edwards, C; Waldenmaier, L; Maresh, M; Nicholson, A et al. (2008). "A multi-centre retrospective cohort study comparing the efficacy, safety and cost-effectiveness of hysterectomy and uterine artery embolisation for the treatment of symptomatic uterine fibroids. The HOPEFUL study". Health technology assessment (Winchester, England) 12 (5): 1–248, iii. PMID 18331704.  edit


ارسال توسط واحد آموزش

اسلایدر